بهانه ي حضور، نيما بود. به ديدار همسايه نيما رفتيم. خانه اي در تجريشِ شلوغ، بياد روزگاري كه اينجا يكسره جاليز بود و خانه اي چند برپا شده بود و نيما، جلال را به همسايگي فراخوانده بود و اين اجابت، حضور بسياري را در خانه جلال، بهانه كرد. وقتي مي نشيني، حضور بسياري از قلل هنر، ادبيات و شعر معاصر ايران را حس مي كني. صداي نيما يوشيج، غلامحسين ساعدي، اخوان ثالث، سهراب سپهري، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و بسيار ديگراني كه هم آواي جلال آل احمد و سيمين دانشور بودند و مهرباناني كه بيداري آموزِ امروز و فرداي ترانه و تبسم اند. در هشتادوپنجمين سال تولد سيمين دانشور، بانوي داستان نويسي ايران فرصتي براي يادكرد آن سالهاي دور و چه مهربانانه پاسخمان داد و ما را به سفره ي كلام شيرينش مهمان كرد. عمرش دراز و حضورش مانا باد و ...
ادامه مطلب
مهدی سحابی نقاش، مجسمهساز، نویسنده، عکاس و مترجم ایرانی صبح امروز بر اثر ايست قلبي درگذشت . مهدی سحابی هم "در جستجوی زمان از دست رفته" از دست رفت. و تنها حسرت است که در ذهنم می نشیند. روزگار غریبی است ...
مهدی سحابی متولد ۱۳۲۳ در شهر قزوین نقاش، مجسمهساز، نویسنده، عکاس و مترجم ایرانی است. عمده شهرت سحابی بابت ترجمه مجموعهٔ در جستجوی زمان از دست رفته نوشته مارسل پروست است.
سحابی در آغاز به تحصیل در هنرکده هنرهای تزیینی تهران و سپس فرهنگستان هنرهای زیبا ی رم مشغول شد، اما پس از مدتی هر دو را رها کرد. وی مدتی به سراغ روزنامهنگاری، بازیگری، عکاسی و کارهای مشابه پرداخت و در آخر به سراغ ادبیات، نقاشی و ترجمه ادبی رفت. وی آثاری را از زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی به فارسی برگردانده است و رمان عظیم مارسل پروست بیگمان مهمترین ترجمه اوست. او دوره نقاشي و كارگرداني را نيمه تمام نهاد و به روزنامهنگاری روي آورد و ...
ادامه مطلب
اما برعکس، همين کشيش به عنوان پژوهشگری که از طريق نوشتههای خود با عموم سخن میگويد، که اين عموم میتواند حتی مردم کل جهان نيز باشد، در به کارگيری خرد خود به طور عمومیاز آزادی نامحدودی برخوردار است تا بتواند تواناييهای عقلانی خود را به کار برد و هر آنچه را در ذهن دارد بيان کند. زيرا حتی اگر قيمهای دينی مردم، خود بخواهند که صغير بمانند، بيهوده است و اين خواست آنان فقط امور بيهوده را تداوم میبخشد.
اما آيا انجمنی از کشيشان يا مجمعی کليسايی و يا دستهی کشيشان مقدس پرسبيتریPresbytery (که در هلند چنين عنوانی دارند) میتواند با مقيدکردن خود به تعاليمی تغييرناپذير و از طريق سوگند خوردن، مشروعيت پيدا کند تا قيمومت بر اعضای خود و از طريق آنان، قيمومت بر همهی مردم را برای هميشه تضمين کند؟ پاسخ من اين است که اين کار غيرممکن است. زيرا هدف چنين قراردادی که مسدودکردن هميشگی راه روشنگری بيشتر نژاد بشراست، مطلقاً پوچ و باطل است و ...
ادامه مطلب
روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خويش تحميل کرده است. صغارت، ناتوانی در به کاربردن فهم خود بدون راهنمايی ديگری است. اين صغارت خود- تحميلی است اگر علت آن نه در سفيه بودن بلکه در فقدان عزم و شهامت در به کارگيری فهم خود بدون راهنمايی ديگری باشد. شعار روشنگری اين است : Sapere Aude «در به کار گيری فهم خود شهامت داشته باش»!
تنبلی وبزدلی دلايلی هستند بر اين که چرا بخش بزرگی از انسانها، زمانی طولانی پس از آن که طيبعت، آنان را به بلوغ جسمی رسانده و از يوغ قيمومت ديگران آزاد کرده است همچنان با خرسندی در همهی عمر صغير میمانند؛ و نيز به همين دلايل است که چرا برای ديگران چنان آسان است که خود را قيم آنان کنند.
چه راحت است صغير بودن! [آدم صغير پيش خود چنين استدلال میکند که] اگر کتابی داشته باشم [منظور کتاب مقدس است] که به جای فهمم عمل کند، اگر کشيشی داشته باشم که به جای وجدانم عمل کند و ...
ادامه مطلب
روزی روزگاری در زمان های دور، سیجیو، وزیر اعظم امپراطوری ژاپن پسری داشت به نام یوری واگا، او از سنین جوانی به خردمندی و مردانگی و دلیری شهره بود. در تیراندازی چنان مهارتی داشت که کسی به پای او نمیرسید. در سراسر کشور کسی نبود که از دلاوری یوری واگا بیخبر باشد. خوشبختی از هر سو به او رو آورده بود. همسر جوانی داشت به نام کاسوکا هیمه ، زنی مهربان و باوفا که به نیکوکاری شهرت داشت.
روزگار گردون چرخید و چرخید تا اوضاع جور دیگری شد. در کشور همسایه آشوب بزرگی برپا شد و مرز های نه استان کشور در خطر تجاوز قرار گرفتند. از پایتخت دستور رسید که یوری واگا باید جنگجویان بسیاری گرد آورد و با کشتی به سرزمین همسایه رفته، نظم و آرامش را در آنجا بر قرار کند و ...
ادامه مطلب
داستان نویسی از جنگ دوم جهانی به بعد به گونه ای است كه نمی توان آن را در یك طبقه مشخص گنجاند: این رشته ادبی بسیار متنوع و دارای جنبه های چندگانه است. جریان های بین المللی مانند اگزیستانسیالیسم اروپائی و رئالیسم جادویی آمریكای لاتین به آن حیات تازه ای داده ، و در همان حال عصر الكترونیك نیز دهكده جهانی را به ارمغان آورده است. زبان محاوره ای تلویزیون نیز زندگی تازه ای به سنت شفاهی بخشیده و سبك شفاهی وسائل ارتباط جمعی و فرهنگ عامه به نحو روز افزونی بر داستان سرائی اثرگذاشته است و ...
ادامه مطلب
اگر انقلاب مشروطه را نقطهای روشن در جنبش روشنفکری ایران بدانیم و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دکتر محمد مصدق را نقطهای تاریک، و اگر رویداد و نهضت مذهبی ۱۳۴۲ را سنگ بنای تفکیک روشنفکر دینی و غیردینی و انقلاب ۱۳۵۷ را تداخل اجباری و ضروری روشنفکران دینی و غیردینی بدانیم، حوادث میان سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۷۷، ما را به علت پیدایی کانون نویسندگان و چرایی مواضع ضد متحجرانه آن رهنمون خواهد شد.
مجال نیست از نقطهی روشن مشروطه شروع کنم، اما لازم است اندکی بعدتر به ظهور رضاشاه پهلوی با آن دیکتاتوری پدرانه و آمرانه از دل مشروطهی آزادیخواه و ظهور تقی ارانی مارکسیست و گروه ۵۳ نفر از دل دیکتاتوری رضاشاهی اشاره کنم. هر دو حوادثی نابهنگام و چون میوهای ناپخته بودند که دل درد جامعه روشنفکری را همراه آوردند. جامعهای که نتوانست انبوه پدیدههای مدرن را هضم کند، یک تناقض بزرگ را در ذهن تنبل خودِ آن روزگارش کاشت و ...
ادامه مطلب
صداي سگها و شكارچيان مي آمد.
- بايد بريم ! شب نزديكه.
يكي از روزهاي عید پاك بود و ما در كوهستان ارواح.
- خيلي زوده!
_ مي دانم اما فردا وقت بيشتري داريم. امروز ديگه امكان نداره. خيلي زود صداي دعا به گوش مي رسد و بعد ارواح مرده ها صداي ناقوس كليساي كوهستان را در مي آورند.
- روي ديوارهاي كليسا هستند! مي خواهي من را بترساني؟
- نه دختر عموي عزيزم، تو خارجي هستي و از آن چه در اين كشور روي مي دهد خبردار نيستي. بیا را بیفتیم. مطمئن باش در مسیر خانه ماجرا را برايت تعریف خواهم کرد.
و آلونسو Alonso شروع به تعريف كرد و ...
ادامه مطلب
هفتاد و یکمین شماره مجله بخارا با تصویری از دکتر محمدامین ریاحی منتشر شد و از شنبه چهارم مهرماه در دسترس علاقهمندان قرار میگیرد. آنچه در این شماره بخارا میخوانیم:
سرمقاله
گوشه امن \ دکتر هوشنگ دولتآبادی
فلسفه
نویسندگان و ایدئولوژی \ جرج ارول \ دکتر عزتالله فولادوند ۱۷
یاد استاد
سیره استاد ما ادیب \ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ۳۲
نقد ادبی
زیاد و کم گوگول \ احمد اخوت ۶۴ و ...
ادامه مطلب