با آن که ميرزا فتحعلي آخوند زاده و ميرزا آقا تبريزي حركت هايی را در جهت تئاتر امروزی راه انداختند، اما تئاتر ملي در 1292 آغازي است بر حركت هاي مدرن تئاتر ايران. حركتي كه به همت محقق الدوله و جمعی از رجال فرهیخته و متمول در بالا خانه ی مطبعه فاروس در لاله زار آغاز شد و با ادامه حركت توسط ظهير الدوله، مويد الممالك ارشاد، ذكاء الملك فروغي، تيمور تاش، ذبيح بهروز، علی دریا بیگی، غلامعلي فكري، حسن مقدم، علينقي وزيري، ميرزاده عشقي، محمود ظهيرالديني، لرتا، عنايت شيباني، سيد علي نصر، عبدالحسين نوشين، فضل الله بايگان، رفيع حالتي، اسماعيل مهرتاش، خان بابا صدري، عصمت صفوي، مهدي نامدار، محمود بهرامي، مهدي فروغ، علي اصغر گرمسيري، ابوالقاسم جنتي، ايران دفتري، نصرت كريمي، غلامحسين نقشينه و... در قالب گروه های؛ تئاتر ملي ايران، كلوپ ایران جوان ( كلوپ فرنگ رفته ها )، كلوپ موزيكال ( اپرت و اپرا )، كمدي اخوان ( كمدي هاي انتفادي )، كمدي ايران ( آثار درام نويسان فرانسوي؛ مولير، لابيش و ... )، جامعه باربد و ...
ادامه مطلب

آربی آوانسیان از آوان گارد ترین کارگردانان ایرانی است که حرکت هایی اساسی را برای جهانی شدن تئاتر ایران در دهه چهل و پنجاه برداشت. حرکت هایی که امروزه به یک رویا بیشتر شبیه است تا واقعیت. از حداقل کارهای آوانسیان، تشکیل گروه کارگاه نمایش، پیشنهاد ساخت تئاتر شهر، تبدیل پارکینگ به سالن نمایش که نهایتا سلن چهار سو تئاتر شهر بوجود می آید. آوانسیان نمونه هنرمندانی است که سوای تفکر متفاوت خود، بستر موجود در جامعه هنری زمان خود در باروری و شکوفایی اش نقش به سزایی داشته است. او محصول یک دوره خاص با یک تفکر خاص است. دوره ای که بدنه تئاتر مدرن ایران را پایه گذاری کرده و ....
ادامه مطلب
اثر هنری درس نیست. اثر هنری تخیل است، عرضه دنیای تخیلی است. ارزش آن درمنطق درونی آن است، در پیوستگی و انسجام و یک پارچگی عناصرآن است، ارزشش حقیقت آن است. اگر اثر هنری چیز دیگری جز تخیل باشد اثرهنری نخواهد بود.
اثر تآتر، اثری است تخیلی. دنیایی است که عرضه می شود. هنرـ کلیشه ای که بارها و مدام فراموش شده است و باید دوباره به یاد آورد ـ تقلید طبیعت و جهان نیست. اثر تاتر، طبیعت مخصوص به خودش را دارد. تاتر دنیای دیگری است.
من نمی گویم که دنیای خلاقیت شعر و شاعری هیچ شباهتی با به اصطلاح دنیای واقعی ندارد.این دنیای تخیلی مصالح خود را از به اصطلاح دنیای واقعی برداشت می کند. این امر زائیده پیوند من هنرمند با دنیا ست. کودکی است زائیده این پیوند. به این معنا، اثرهنری سند یا گواهی است، زیرا این دنیای نوین آفریده شده (اثرهنری) خصوصیات پدر و مادرش را درخود نهفته دارد،اگرچه درعین حال، درتقابل با آن هاست و کپی آن ها نیست:« دنیای دیگری» استو ...
ادامه مطلب
در تمدن « لکنوي » به خاطر اهميت جشن و زنان فاسد ، لكنو مهدشاعري شده بود . اهل عيش و نوش بودن واجد علی شاه اختر، شاه اوده (1887 ـ1882) و افسانههاي ابداعي او معمولي اند. مطابق گفته خود او، علاوه بر خانمها، سوگليهاي ديگر دربار را در گروه علاقهمندان به موسيقي و رقص جمع ميكرده. تعداد زنان درباري بالغ بر200 نفر بوده. دريافتهايشان و ديگر خرجهايشان با وجود محروميت از تاج و تخت به 12895 روپيه ميرسيد. آماده كردن و سايل رهس، صدها هزار روپيه خرج بر ميداشت. واجد علي از زماني كه پسر بچه كوچكي بود، عاشق پيشه بود. چنانچه با به دست گرفتن قدرت، اين علاقه شدت گرفت، طوري كه تعداد زيادي از زنان زيبا و خوش صدا را اطراف خودش جمع كرد. او اسم آن زنهاي فاسدي را كه به دست ميآورد عوض ميكرد و پري ميگذاشت. آن زنهاي فاسدي كه صداي بهتري داشتند تا درجه همسري ارتقاء درجه پيدا ميكردند. وقتي كه حامله ميشدند به آنها قصر گفته ميشد. جايي براي نگهداري از اين قبيل زنها وجود داشت و ...
ادامه مطلب
سخنرانی هارولد پینتر هنگام دریافت جایزه نوبل :
در سال ١٩٥٨ اينطور نوشتم: "مرز قاطعى بين آنچه واقعى است و آنچه غير واقعى است وجود ندارد، در مورد درست و غلط هم همينطور است. هر چيزى الزاما يا درست يا نادرست نيست، ميتواند هم درست و هم نادرست باشد." به عقيده من اين احکام هنوز هم با عقل جور درميآيند و هنوز هم در کشف حقيقت از طريق هنر، کاربرد دارند. بنابراين بعنوان نويسنده اين احکام را قبول دارم اما بعنوان يک شهروند نميتوانم. بعنوان يک شهروند بايد از خودم بپرسم که چه چيز درست است؟ چه چيز غلط؟
حقيقت در هنرهاى نمايشى و دادستانهاى پررويدادش هميشه دست نيافتنى است. هيچوقت واقعا پيدايش نميکنيد اما از جستجويش نميتوانيد دست برداريد. جستجو، آشکارا نيروى محرکه اين تلاش است. جستجو امر شماست. خيلى وقتها در تاريکى به حقيقت برخورد ميکنيد، با آن سينه به سينه مي شويد، به هم تنه مي زنيد يا شکل و تصويرى از جلوى چشمتان مي گذرد که حقيقت به نظر مي آيد، بى آنکه حتى بفهميد چه شده است و ...
ادامه مطلب
نمايشنامه اي از هارولد پينتر :
صحنه: پیشخوان یک قهوه فروشی. متصدی بار و یک روزنامه فروش پیر.
متصدی بار روی پیشخوان تکیه داده است. پیرمرد ایستاده و چای می نوشد. [سکوت]
مرد: چند دقیقه پیش سرت شلوغ بود.
متصدی بار: آره.
مرد : نزدیکی های ساعت ده بود.
متصدی بار : آره؟ ساعت ده بود؟
مرد : نزدیک ده [مکث] نزدیکی های ده از اینجا رد می شدم.
متصدی بار : راست میگی؟
مرد: دیدم سرت گرم چیز فروختنه. [مکث]
متصدی بار : آره. . . اینجا ساعت ده که می شه خوب می چرخه و ...
ادامه مطلب
هارولد پینتر؛ شکسپیر معاصر انگلیس، یکی از محبوب ترین نویسندگان زندگیم به ابدیت پیوست.
خبر کوتاه است؛ همچون تمامی اخبار مرگ. هارولد پینتر با آن اظطراب پس دیوارهای زندان گونه شخصیت های نمایشی اش، با آن نگاه ژرف و عمیقش به هستی و وقایع روز دنیا، با تصویری اتاق گونه از زندگی انسان مدرن و وحشت پس این دیوار ها، جزو طلایی ترین دوره نویسندگان جریان گریز، متفاوت و آوانگارد، تأثیر عمیقی را بر تئاتر جهان گذاشت. او که در چند سال اخیر شدیدا نسبت به مسائل روز جهان واکنشی مستقیم داشت، چنانکه هیچ رفتار ضد انسانی رهبران جهان از تیر نقد او در امان نبود، اکنون به هم سلکانش؛ بکت، یونسکو، ژاری پیوسته است و...
ادامه مطلب

در بخشی از برنامه "ایران؛ صداهای تازه"، در باربیکن لندن، روز شنبه بیست و نهم نوامبر 2008 میزگردی درباره تئاتر مدرن ایران با حضور آربی آوانسیان، سوسن تسلیمی، شهره آغداشلو و ایرج انور برگزار شد؛ چند عضو برجسته"کارگاه نمایش" که بسیاری تئاتر امروز ایران را مدیون آن می دانند.تئاتر مدرن ایران با نام "کارگاه نمایش" عجین است و ...
ادامه مطلب
منادیان موزیک نو در حقیقت به کسانی اطلاق می شود که از ریشارد اشترواس و به اصطلاح رمانتیک متأخر پیروی می کردند. با اینان نه تنها تن زبان و اشتیاق به فرم های مشخصی تغییر یافته، بلکه در محدوده اپرا هم موقعیت کاملاً جدیدی پدیدار گشته است. رقابت در صحنه های مختلف اپرا آنقدر زنده است که سابقه ندارد؛ بودجه عمومی هرگز تا این حد برای اپرا به مصرف نرسیده بود. بناهای جدید و جالبی بوجود آمدند. علاقه مندان اپرا با وجود رادیو و تلویزیون بیش از پیش فزونی می یافتند. اپرا در انگلستان و امریکا ظاهراً همزمان با جنگ جهانی دوم کشف شد و و در کشورهای سوسیالیستی هم اینگونه محصول درباری و بورژوازی با همه شکوه سنتی اش نیز تقویت گرديد و...
ادامه مطلب
آنچه میخوانید ترجمه بخش کوتاهی ازکتاب زندگی در تئاتر است که در آن تنها به زندگی تئاتری برگمان پرداخته میشود. این کتاب تاکنون به فارسی ترجمه نشده است. توضیحات بیشتر در مقدمه خود گفت و گو آمده است. با وجود سفرهای کوتاه اخیر به درون خود و خود نقدگرایی در دو کتاب فانوس خیال و تصاویر، اینگمار بر گمان همچنان علاقهای به جر و بحث در مورد روش های خلاقانه خود با استفاده از اصلاحات تئوریک واضح ندارد، به خصوص، وقتی که ماجرا به تئاتر منتهی میشود. در طی چندین سال، تعدادی از مصاحبه ها و حضورهای عمومی او بخشی از دریافتهای مورد نیاز در مورد هنر او به عنوان فیلمساز را آشکار کرده است.
ادامه مطلب
تآتر لورکا را بايد دنبالهی کارهايی به حساب آورد که در کتابهای شعر او روايت شده است : پردههايی رنگين و متحرک در ابعاد وسيع از عکسهايی که در جوانی با سالوادور دالی برداشته بود.
در اين نقاشیهاــ که طرحهايی از آنها را در پاره يی از حکايات گفتوگويیِ خويش زايد و در رمانسهای تاريخیاش آمده بود ــ همهی نهاد شاعرانهاش با احساس فوقالعاده شديد الزامات صحنه در هم میآميخت. واقع، تآتر لورکا را نبايد يک تآتر شاعرانه به حساب آورد (آن هم در مفهومِ بدی که از اين ترکيب به ذهن متبادر میشود). قضاوت درست در اين باره، اين است که بگوييم : « آثار نمايشی لورکا، تراژدیهايی سخت واقعبينانه است که در تمامیشان، همهی آنچه ارزش شعری لورکا را برآورده میکند ملحوظ شده است » .
دکور آندلسی که در شعر او تا بدان حد فصيح است در نمايشنامهها جنبهيی سخت فعالتر میيابد؛ و در اين آثار، هنگامی که شاعر شخصاً مداخله میکند تا ترانهيی بسرايد يا برگردانِ کودکانهيی و يا سرودی را بیواسطه به گوش برساند، آدمهای نمايشنامه خاموش میشوند و به کناری میروند. در سراسر اين نمايشنامهها، در هيچ لحظهيی، تماشاچی از ياد نمیتواند برد که نويسنده، همان شاعر «ترانههای کولی» است. هر يک از نمايشنامههای او يادآور اين حقيقت است و...
ادامه مطلب
“من در تئاتر همه كار كرده ام !”
فقط يك بار ملاحظه چيزی را كردم : در نوشتن اولين نمايشنامه ام. كه بيهوده ملاحظه ی اجرا شدن در برنامه هفتگی را كرده بودم. و اين اشتباهی بود كه خيلی زود روشن شد. من ديگر در هيچ كاری ملاحظه ی هيچ چيز را نكردم، مگر ملاحظة خود اثر را، و ضرورتهای تجربه ها و انديشه هائی را كه در سر داشتم.نويسنده يا سازنده در تداوم تجربه هايش و از طريق مواجهه با تماشاگر است كه شكل می گيرد و كامل می شود، و اين امكانی است كه در تئاتر برای ما ـ برای من ـ نبود. تجربه در فضای خالی، در خلاء، در تصور، در ذهن معني ندارد. تجربه بايد عينی شود، شكل پيدا كند، بر صحنه بيايد، و با دريافت تماشاگران مواجه شود، و آن وقت تجربه كننده سهم خود را از اين مواجه بگيرد.
و ...
ادامه مطلب
نگاهی به حرکتهای بهروز غریب پور در جهت ارتقای فضای تئاتر :

تئاتر ما نحیف و نزار، روزگار غمبار خودش را می گذراند. روزگاری که هر سال دریغ و افسوس از پار ها و پارهای دیگر را بر ذهن و زبان جاری می سازد. تئاتری که نه در جذب مخاطب گام های مهمی بر داشته و نه در عرصه سالن و تعدد و تنوع و امکانات دیگر راهکاری مناسب را پیش روی خودش دارد. مسئولان چنان که باید در جهت پشتیبانی و حمایت از آن حرکتی نکرده اند، از آن طرف خانواده تئاتر با بحث های درون گروهی و حاشیه ای همیشگی خود تیشه به ریشه ی خودش زده و به جای آن که به نتیجه و حرکتی درست برسد، در دایره تکرار و تکرار رو به سقوط گام های اساسی اش را بر می دارد!
خیل نیروهای بالقوه ای که چون لشگری از یأس و نومیدی، فضای دانشگاه و رشته تحصیلی شان آنها را به سمت تنها مجتمع قابل باور و تأثیر گذار تئاتری ایران سوق می دهد و در نهایت با درهای بسته ای روبرویشان می کند که نماد و نمود یک مطلب مشخص و واضح است : « تئاتر تمام شد ! »، مثل غذا، کار، نان و... .. آنها هم اتیکتی می شوند بر پشت شیشه های خاک گرفته ی خودشان و فضای رشته تحصیلی شان. آیا آنها هم تمام شده اند؟!
و...
ادامه مطلب
علی اصغر گرمسیری :
مردم مي توانند بدون هنرمند زندگي كنند اما زندگي هنرمند بدون مردم محال است. به عقيده من موقعي تئاتر مملكت ما ترقي مي كند كه تماشاچي با خودش، يك بسته تخم مرغ گنديده و گوجه فرنگي له شده بياورد و هر وقت يك تئاتر مبتذل مي بيند با جرأت آنرا به سر و صورت بازيگران پرت كند. وقتي ما نمي توانيم به مردم چيز تازه و مفيدي بدهيم بهتر است هيچ چيز به آنها ندهيم. غذا ندادن به گرسنه بهتر از زهر دادن به او است.
متأسفانه تئاتر امروز كشور ما نمايشگر زندگي واقعي مردم ما نيست. وظبفه تئاتر برانگيختن بينندگان است. به عقيده من تئاتري مي تواند نقش خودش را به خوبي بازي كند كه تماشاگر با اعصاب راحت به تماشاي آن برود و وقتي از تئاتر برمي گردد در روح و فكر او يك حالت انقلاب و دگرگوني تولبد بشود. تكانش بدهد. نتيجه اي عايدش بكند. يعني اينكه تماشاگر بدون چون و چرا به تئاتر برود و با يك مشت چون و چرا از تئاتر برگردد.
متأسفانه در حال حاظر به همه زحمتي كه همكاران ما مي كشند، تئاتر ما مانند شهري است كه زير آب فرو رفته و فقط نوك گلدسته هايش از آب يبرون مانده است. چند آدم انگشت شمار كه سوادي دارند و تجربه اي، نمي توانند با سطل، سيلاب يك شهر را خالي كنند و...
حرفهاي اهل تئاتر
به كوشش دكتر محمود خوشنام
عکس: رسول صفی زاده
ادامه مطلب


گاسم بایست مال این خاک و آب باشی تا دلت درد بیاد از دردی که تعزیه کشیده. اگه عاشق نباشی و عاشقیت نکرده باشی دل قرص باش که نه درد تعزیه که هیچ دردی رو ملتفت نمی شی و کلات پس معرکه ای که اگه بساطش رو ورچینن تو و کلات نیست می شین. دیگه نه جلال و جبروت تعزیه مونده، نه اون شوکت و عزت تکیه. حالا نه عصر ناصری، که امروزه، امروزم به از دیروزه!
یه نیگا که به عقب بندازی ...
ادامه مطلب
خبرنگاران، منتقدان و اصحاب رسانه كه صادقانه، آينه انعكاس اين رويداد شدید، جشنواره بيستوپنجم هنوز از گرد راه نرسيده، به سرانگشت هنرمندانه شما و به راستي و درستي به تاريخ پيوست*!*حسين پارسايي رئيس مركز هنرهاي نمايشي
ادامه مطلب
