داستان نویسی از جنگ دوم جهانی به بعد به گونه ای است كه نمی توان آن را در یك طبقه مشخص گنجاند: این رشته ادبی بسیار متنوع و دارای جنبه های چندگانه است. جریان های بین المللی مانند اگزیستانسیالیسم اروپائی و رئالیسم جادویی آمریكای لاتین به آن حیات تازه ای داده ، و در همان حال عصر الكترونیك نیز دهكده جهانی را به ارمغان آورده است. زبان محاوره ای تلویزیون نیز زندگی تازه ای به سنت شفاهی بخشیده و سبك شفاهی وسائل ارتباط جمعی و فرهنگ عامه به نحو روز افزونی بر داستان سرائی اثرگذاشته است و ...
ادامه مطلب
با آن که ميرزا فتحعلي آخوند زاده و ميرزا آقا تبريزي حركت هايی را در جهت تئاتر امروزی راه انداختند، اما تئاتر ملي در 1292 آغازي است بر حركت هاي مدرن تئاتر ايران. حركتي كه به همت محقق الدوله و جمعی از رجال فرهیخته و متمول در بالا خانه ی مطبعه فاروس در لاله زار آغاز شد و با ادامه حركت توسط ظهير الدوله، مويد الممالك ارشاد، ذكاء الملك فروغي، تيمور تاش، ذبيح بهروز، علی دریا بیگی، غلامعلي فكري، حسن مقدم، علينقي وزيري، ميرزاده عشقي، محمود ظهيرالديني، لرتا، عنايت شيباني، سيد علي نصر، عبدالحسين نوشين، فضل الله بايگان، رفيع حالتي، اسماعيل مهرتاش، خان بابا صدري، عصمت صفوي، مهدي نامدار، محمود بهرامي، مهدي فروغ، علي اصغر گرمسيري، ابوالقاسم جنتي، ايران دفتري، نصرت كريمي، غلامحسين نقشينه و... در قالب گروه های؛ تئاتر ملي ايران، كلوپ ایران جوان ( كلوپ فرنگ رفته ها )، كلوپ موزيكال ( اپرت و اپرا )، كمدي اخوان ( كمدي هاي انتفادي )، كمدي ايران ( آثار درام نويسان فرانسوي؛ مولير، لابيش و ... )، جامعه باربد و ...
ادامه مطلب

هنر معاصر ( از دهه ۶۰ به بعد )، هنری است که نیازمند بحث و بررسی مفصل و دقیقی است. این واکاوی در ایران بیشتر احساس می شود از آن رو که اکثر هنر دوستان و هنرمندان عصر ما آشنایی و شناختی نسبت به این هنر ها نداشته و ندارند. اصولا ما کشور های در حال توسعه ( بی پرده بگویم، عقب مانده از همه حرکت های نوین هنری و ادبی و... )، خیلی دیر و دور به هر چیز می رسیم. و امروز ما دیروز که نه، گذشته آن ها است! جالب تر آن است که به هنگام دریافت هر چیز نو و تازه ای، ما در نهایت شبه شکل موجود را اجرا می کنیم. چنانکه بعد از مدرنیسم فرهنگی، هنری و ادبی، با گذشت یک قرن از دوره رونق آن، ما در قرن بیست و یکم هنوز به شبه مدرن وطنی هم نزدیک نشده ایم. اصولا ما مردمی هستیم با اندیشه جدا از تمام حرکت ها! بعضی ها می گویند این حسن ما است و ...
ادامه مطلب
اصطلاح پستمدرنیسم را میتوان تعبیر گستردهای در مطالعات ادبی و اجتماعی و فرهنگي دانست که متفکرانی که به نحوی درصدد پاسخگویی به مدرنیسم هستند، آنرا بهکار میبرند. لیکن هریک از این متفکران درک متفاوت و بعضاً متضادی از مدرنیسم دارند. یکی از بارزترین ویژگی و شاخصۀ دوران مدرنیته را میتوان رشد و گسترش علم و عقل به مثابه ابزاری برای درک و تبیین جهان دانست. موفقیتها و دستآوردهای پیروزمندانۀ حاصل از کاربرد عقلانی علم درباره طبیعت و پیشرفتها و ترقیات پیامد آن در این حوزه، این باور را در پی داشت که رویکردهای عقلانی و علمی در برخورد با حوزههای مختلف اجتماعی بهویژه در برخورد با اقتصاد، سیاست، جامعه و اخلاقیات تضمینگر پیشرفت و ترقی در این حوزهها بهشمار میروند. علم و عقل قادر به ارائه اصول و مبانی مستدل، متقن، عیّن و همگانی هستند، مبانی و اصولی که به مدد آنها میتوان اصلاحات اجتماعی ،فرهنگي و اخلاقی را تقویت نمود و...
ادامه مطلب
بينا متنيت (Intertextualite) واژهاي است كه توسط يولياكريستوا در پي مطالعة آثار ميخائيل باختين ابداع و سپس به يكي از روشهاي مطالعاتي در حوزههاي گوناگون معرفتي به ويژه ادبيات و هنر تبديل شد. براساس نظرية بينامتني كه توسط شخصيتهايي همچون رولان بارت، فيليپ سولر، ميكائيل ريفاتر و لوران ژني تكميل شد هر متني بر پاية متنهاي پيشين بنا ميشود. به بيان ديگر هيچ متني عاري از تاثيرات متنهاي پيشين نيست و به گفتة صريح بارت «هر متني بينامتن است.» مباحث بينامتني از كريستوا تا ريفاتر داراي گوناگونيهايي است كه به طور مثال گاهي بينامتنيت در خلق اثر وگاهي نيز در عرصة دريافت اثر مورد توجه قرارگرفته است. مباحث بينامتنيت نظر بسياري از پژوهشگران را جلب كرد و در شاخههاي گوناگوني همچون بيناگفتماني، بينافرهنگي و ترامتني ادامه پيدا كرد و...
ادامه مطلب
اصلاحات ادبی و هنری؛ از پره رومانتیسیسم تا رومانتیسیسم : در قرنی که اروپاییان فهمیدند دنیا متنوع تر و پیچیده تر از تمام آن قواعد خشک و متحجری است که بر آن تحمیل شده و با پیدایش فلاسفه ای چون « مونتسکیو » و « ولتر » و در دوره زوال اشرافی و قواعد کهن و دست و پا گیر کلاسیک و در قرن پیروزی بورژوازی و در دوره ای که مردم با انتشار روزنامه های مختلف و بر خورد با فرهنگستان های مختلف ( در اواخر قرن هفدهم در شهرستان های فرانسه پنج فرهنگستان و در نیمه اول قرن هجدهم، بیست فرهنگستان تأسیس شد)که در جهت رشد تفکر و آشنایی با ملل دیگر همت گمارده بودند، افکار عمومی احساس نیازی شدید به اصلاحات ادبی و آبشخوری نو و تغذیه ای متنوع برای فکر و روح خود را طلب می کرد و همین نیاز مبرم، ادیبان و نویسندگان طبقه بورژوا را وا داشت تا در جهت این خواسته قلم زده و مکتبی نو را پای گذاری کنند.
مکتبی که در ابتدای راه نام رمانتیک بدان داده شد. نامی که مدت های مدیدی مترادف با عناوین « خیال انگیز» و« افسانه ای » به کار برده می شد. کلمه ای که کلاسیک های شکست خورده برای تمسخر طرفداران این مکتب درباره ی آنها به کار می بردند.
ادامه مطلب